امشب باهام حرف زدم خدا جون گفت دوست نداره با من زیر یه سقف باشه
قلبمو خیلی شکسته تا حالا ولی قلبشو نشکنی خدا جون
از دید اون خدا جون وقتی که خودمو ساختم اونو می تونم فراموش کنم
ولی من میگم نمیشه فراموش کرد
بعضی از حرفاشو قبول ندارم خدا جون اخه خیلی جر میزنه
می خوام یه بار بر گردم خدا جون (البته نه الان) تا بهش عشق و دوست داشتنمو هدیه بدم
دوست داشتن و عشق نسبت به یه نفر چیزی نیست که بشه فراموشش کرد مگه نه خدا جون .
خدا جون از توام گله دارم با این که میدونم خدایی.
اینجا نمی نویسم دقیق از چی گله دارم آخه چیزیه بین منو تو خدا جون
به نظرت دیگه بستم نیست؟ها ؟جون من ؟
خسته ام خدا جون بزار خستگیم از تنم دربیاد بعد دوباره ....
الان بشتر از هر چبز خدا جون باید دستامو بگیر ی آخه خیلی تنهام
از همه بریدم الان فقط خودتو دارم خدا جون
اگه تو هم ولم کنی دیگه هیچی ندارم پس حواست بهم باشه ها !!
خدا جون فقط ازت یه خواهشی دارم قبل رفتنم
خودت میدونی من چه کارایی کردم
فقط بهش بفهمون حالا هر طور خودت راحتی دیگه خودت اوستایی.
خدا جون من میرم که محکم تر برگردم
توی این مدتی که نیستم سپردمش به خودت خوب هواشو داشته باشی
سنگ سر راهش نندازی خدا جون اخه اون خیلی خسته س خسته تر از منه گتاه داره
با اینکه میدونم راهش باز میشه ممکنه منو یادش بره ولی خب
سنگاشو بنداز سر راه من با این که خودم خسته ام ولی اینطوری منم محکم تر میشم.
ولی خب من بازم تلاش میکنم خدا جون که ببینه ضعیف نیستم
و لی خدا جون تو که میدونی من در مقابل چی ضعیف هستم مگه نه !
اون از دید خودش میبنه و خدا جون تو که بهتر از هر دومون میبنی
اینو نمیبینه خدا جون که من در مقابل خودش ضعیف هستم تاب تحمل دوریشو ندارم
حال روزم و قتی نیست کلا عوض میشه بهم میگه خیلی ضعیفی
خدا جون پس چرا به جایی فکر کنه ضعیف هستم
اینطور فکر نمیکنه که عاشقشم دوستش دارم اینم بی زحمت بهش بگو خدا جون
خدا جونم خودت میدونی با چه احساس پاکی اینو نوشتم
پس به همین احساس پاک قسم میدمت که
هواشو داشته باشی بهش بفهمونی که چقدر عاشقش هستم
خدا جون راستی بهش گفتم نمی بخشمش خودت که میدونی برا چی اینو گفتم
به خاطر همین جر زدن ها شه نمی تونم ببخشم ولی...